خرید بک لینک

ای کاش ادم ها انقدر خودخواه نبودند و زیاده خواه...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

این چیه

چرا الان

الان وقتش نیست

هنوز خیلی زوده

دو ماه مونده هنوز

خدایا از دلم بندازش

الان باید درس بخونم تا تموم کنم این بدبختیارو اه

این چ کاری بود من کردم اخه

اه اه اه

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

برا اولین بار در عنفوان 20 سالگی حس میکنم که به انسان های دیگر نزدیک شده ام

حس میکنم میتوانم جزیی از آن ها باشم

شاید از فردا بتوانم خودم را انسان صدا بزنم

چرا من انقد عجیب و غریب هستم؟

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

I thought If i be around ppl this pain going to fade

But now i realize that the more i getting close to pple the more i feel unhappy

Yes i know, im finally let ppl in to my life

Yes i know that its a big step for me

But actually i think I'm loosing coection with my self

And know

In this very moment

I'm feeling so lonely

So just talk to me

Let me know you

You'll be first one i'll ever known

Im that freaky

I know...

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

In this scary world

You made me this week

This is your fault

You made me

This is your fault

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

میشه زمانو برگردوند؟

میخوام برگردم ب اون روز

میخوام اتیشش بزنم اون تیکه کاغذو

شاید اون روز بود که چشامو رو همه چیز بستم

برگردم ب اون روز و چشمامو خوب باز کنم

برگردم ب اون روز و روزایی ک از دست دادمو یکی یکی برگردونم

اون روز مثل یه تیکه چرکی و سرطلانی توی تاریخ زندگیمه

اون روز فکر میکردم خوش بخت ترین ادمم

فک میکردم دعام شنیده شده

نمیدونستم دارم خودمو با دستای خودم دفن میکنم

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

ای کاش به جای داشتن یه وبلاگ مخفی به ادرس *حال افسردگی* که توش از بدبختیا و غمام بگم یه باغچه پنهانی داشتم یا یک دوست پنهانی یا یک کتاب پنهانی برای خواندن کاش به جای این غصه خوردن های پنهانی بجای این

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

به سمت نوید برگشت +نگو که نقشه و کوردلیوس رو با خودت نیاوردی دیدم که لبش را گاز گرفت و محکم به پیشنایش زد که باعت شد تکه ای از گوشه ی دهنش پاره شود و دندان هایش معلوم هین یلندی گفتم و یک قدم به عقب ر

برچسب: نویسنده: فاطمه اسدی تاريخ: پنجشنبه 26 تير 1399 ساعت: 8:20

صفحه بندی